مسئلهای فراتر از یک رویداد
رخدادهایی از جنس آنچه در ایرانمال مشاهده شد، اگر به سطح یک ناهنجاری مقطعی تقلیل یابد، اصل مسئله از دید پنهان خواهد ماند. این وقایع، نشانهای از جابهجایی در «کانونهای اثرگذاری اجتماعی» هستند؛ جایی که کنشگران پلتفرمی، با تکیه بر منطق شبکه و الگوریتم، قدرت بسیج و جهتدهی به رفتار جمعی را به دست گرفتهاند. این تغییر، یک هشدار جدی برای نظام حکمرانی است، نه صرفاً یک اتفاق گذرا.
هشدار اصلی: شکاف در مخاطب حکمرانی
حکمرانی، بدون مخاطب مؤثر، عملاً به سازوکاری کماثر تبدیل میشود. نسل جدید، در زیست رسانهای خود، در فضایی تنفس میکند که زبان، ارزشها و سازوکارهای آن، با الگوهای رسمی فاصله یافته است. اگر این فاصله نادیده گرفته شود، نتیجه آن نه تقویت نظم اجتماعی، بلکه تعمیق یک شکاف خاموش و تدریجی خواهد بود؛ شکافی که در نهایت به کاهش نفوذ سیاستهای عمومی میانجامد.
حقوق عمومی و مأموریتهای ایجابی فرهنگ
در چارچوب قانون اساسی، سیاست فرهنگی در جمهوری اسلامی ایران، واجد ماهیتی ایجابی است: هدایت، تربیت، و تعالی. این مأموریتها، با ابزارهایی چون اقناع، گفتوگو و تولید معنا محقق میشوند، نه صرفاً با محدودسازی. با این حال، مواجهه عملی با پدیدههای نوظهور فضای مجازی، غالباً به اقدامات سلبی و واکنشی تقلیل یافته است؛ امری که با روح این مأموریتها سازگاری کامل ندارد.
خطای راهبردی: تقلیل مسئله به مداخلات موردی
مداخلاتی نظیر مسدودسازی یا برخوردهای مقطعی، اگرچه ممکن است در چارچوب پیشگیری از جرم قابل توجیه باشند، اما در سطح راهبردی، پاسخگوی مسئله نیستند. این رویکرد، نهتنها مسئله را حل نمیکند، بلکه آن را به بسترهای دیگر منتقل کرده و چهبسا بر جذابیت کنشگران غیررسمی بیفزاید. تداوم این وضعیت، بهتدریج سیاستگذار را از مرکز میدان فرهنگ به حاشیه خواهد راند.
ضرورت تنظیمگری هوشمند
راه برونرفت از این وضعیت، نه در انفعال و نه در تشدید مداخلات سلبی، بلکه در «تنظیمگری هوشمند» نهفته است. تنظیمگریای که بر سه پایه استوار باشد:
نخست، شناخت دقیق زیست پلتفرمی و منطق اثرگذاری آن؛
دوم، توانایی فهم و بهکارگیری زبان نسل جدید؛
و سوم، طراحی قواعدی شفاف و قابل اجرا که همسو با مصلحت عمومی باشند.
فهم زبان نسل جدید، در این میان، یک انتخاب نیست، بلکه پیششرط هرگونه حکمرانی مؤثر است.
افق پیشرو: تشدید چالش با هوش مصنوعی
تحولات پیشِرو، بهویژه در حوزه هوش مصنوعی، این هشدار را دوچندان میکند. در آیندهای نزدیک، تولید محتوا با سرعت و مقیاسی بیسابقه انجام خواهد شد و مرز میان واقعیت و بازنمایی بیش از پیش تضعیف میشود. در چنین شرایطی، هرگونه تأخیر در سیاستگذاری کلان، به معنای واگذاری تدریجی میدان به نیروهایی است که الزاماً با اهداف فرهنگی جامعه همسو نیستند.
جمعبندی: زمان بازاندیشی فرا رسیده است
مسئله امروز، نه یک فرد است و نه یک پلتفرم؛ مسئله، نسبت حکمرانی با نسلی است که در حال تعریف جهان خود در چارچوبی متفاوت است. اگر این نسبت بازتعریف نشود، حکمرانی فرهنگی با خطر «بیمخاطب شدن» مواجه خواهد شد. این یک هشدار است: برای عبور از واکنشهای مقطعی، و حرکت به سوی فهمی عمیقتر، زبانی مؤثرتر و سیاستی منسجمتر در مواجهه با تحولات نوین./ حجت الاسلام دکتر سیدعلیرضا طباطبائی (هیئت علمی دانشگاه علوم قضایی و معاون پژوهش انجمن علمی دین و فضای مجازی حوزههای علمیه)



